تبلیغات
وب دو دوست:) - کنترل خشم:/

کنترل خشم:/

پنجشنبه 27 مهر 1396 11:32 ق.ظ

نویسنده : ✗Saiko✗
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/dc/Gnome-face-angry.svg/2000px-Gnome-face-angry.svg.png?width=196
سلام:/
دیروز زنگ تفکر و سبک زندگی معلممون گفت دو تا روان شناس اومدن و بریم تو نمازخونه هیچی هم جز کتاب و مداد با خودتون نبرین
از معلم تفکرمون خیلی خوشم میاد
خلاصه مداد و کتابو گرفتیم دستمونو پاک کن و تراشم گذاشتیم تو جیبمون
و رفتیم تو نمازخونه
معلم گفت مثل میزاتون بشینید
من و میسا هم رفتیم آخر نمازخونه:/
ولی خب بعدش مجبور شدیم بریم جلو
دو تا کلاس هفتم دیگه هم اومدن و معلم نصیحتمون کرد که آبروداری کنیم و....
خلاصه دو تا خانوم اومدن
خانومه:ما رو میشناسین؟
بچه ها:نــه
بعد خودشونو معرفی کردن و گفتن می خوان راجب رفتار های پر خطر و کنترل خشم صحبت کنن0_0
داشت لیست رفتار های پر خطرو می گفت دیدم من و میسا به جز یکیشون همرو داریم0_0
مثل:زود عصبانی شدن،پرخاشگری(به قول خودمون وحشیگری-_-)
بعد خانومه داشت میگفت:مثلا ممکنه برن سمت سیگارو اینا و کنجکاون بدونن چی میشه
من با صدای بلند:تفریحی سیگار می کشن
بعد داشت می گفت چرا بعضیا نمیتونن خشمشونو کنترل کنن؟
منم یکی از خصوصیات خودمو گفتم:/بی حوصلگی:/
خانومه:میتونین برای تمرین تمرکز از 30 سه تا سه تا بشمرین بیاین پایین کی میتونه اینکارو انجام بده؟
بعد یکی از بچه ها از 30 سه تا سه تا اومد پایین
میسا:یاد شکنجه ی کانکی افتادم-_-
من با صدای بلند:خانوم حس می کنم همین که من 3 تا 3 تا بشمرم منو عصبی می کنه-_-
بعد خانومه گفت یه تمرین دیگه هم هست که وقتی یکی عصبیتون میکنه اسمش ریلکسیشن اعضای بدنتونو یکی یکی 5 ثانیه نگه دارید بعد یکی دیگه کلش 20 دقیقه طول میکشه
یهو من نتونستم خودمو کنترل کنم یاد یه چیزی افتادم زدم زیر خنده
میسا هم با خنده ی من خندش گرفت منم با خنده ی میسا خندم بیشتر شد0_0
خانومه:چرا می خندین؟0_0
من:هیچی خانوم یا دیه چیزی افتادم:/
خانومه:خب بگو ما هم بخندیم0_0
هیچی دیگه اینقدر خجالت کشیدم-_-
یاد این افتادم:واقعا طرف صبر می کنه با 20 دقیقه جلوش این حرکاتو انجام بدیم بعد ببینه جوابمون چیه؟!-_-چه فکری راجب ما می کنه؟!-_-
به قول یکی از دوستام:می تونیم بهش بگیم برو خونتون هر وقت خشممو کنترل کردم بهت زنگ می زنم:/
بعد زنگ خورد خانومه گفت هر کی میخواد بره بره
من به میسا:تا وقتی تو اصلاح نشدی من از اینجا جم نمی خورم-_-
حالا وقتی تموم شد خواستیم از نماز خونه بریم بیرون خیلی شلوغ بود
من:حالا ببین بعد از این همه سخنرانی چند نفر از دانش آموزا الان فوش میدن:/
به قول خودم من فقط گوش دادنشو دوست دارم عمل کردنشو نه:/
ولی عجب ضایع خندیدم:/
خب فعلا خداحافظ^^



- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: پنجشنبه 27 مهر 1396 11:43 ق.ظ