تبلیغات
وب دو دوست:) - ♥1396/6/19♥

♥1396/6/19♥

یکشنبه 19 شهریور 1396 03:24 ب.ظ

نویسنده : MiKaMi EdOgAwA
Image result for first day school
سلام^^
امروز روز اول مدرسه بود:/
صبح راهی مدرسه شدیم و پس از کمی انتظار میسا او
مد^^
و کمی بعد دوست دیگمون ماریا هم اومد^^

و همه با هم پیش به سوی حیاط برای این که کلاس بندی بشیم:/
توی کلاس اول اسم منو خوندن منم رفتم
یکم بعد اسم ماریا اونم رفت
بعد دیدیم معلم گفت خب اینا کلاس 1
میسا پیش ما نیومد:/
خلاصه من و میسا جدا افتادیم
زنگ اول من و ماریا رفتیم کنار هم نشستیم و معلم علوم اومدم یکم درسش داد:/
ما هم داشتیم از گرما می پختیم با اینکه کولر روشن بود:/
کمی بعد زنگ تفریح خورد و من و ماریا رفتیم میسا رو پیدا کنیم:/
حالا نمی دونستیم کلاسشم کجاست:/
رفتیم پایین بالاخره پیداش کردیم^^
یکم با هم صحبت کردیم و اینا و بعدش تصمیم گرفتیم که بریم به مدیر بگیم کلاس میسا رو عوض کنه^^
میسا:تو می دونی کدوم معلمه کدوم مدیره؟
من:نع:/ولی فکر کنم این خانومه مدیره:/
رفتیم پیش مدیر
من:خانوم ما دوستای قدیمی هستیم میشه میسا هم بیاد پیش ما؟
مدیر:اسمشو نوشتم یه هفته صبر کنین بعد:/
بعدم من رفتم کلاس میسا
میسا:این کلمه های زااپنی رو نوشتم بگیر حفظ کن اگه باهات حرف زدم بفهمی چی میگم:/اامسال تصمیم گرفتم آروم باشم:/
من:آره اینو خوب اومدی:/
خلاصه رفتیم زنگ دوم:/
ریاضی داشتیم و کتابارو در اوردیم:/
ولی معلم هر چی می خواست تخته هوشمند رو روشن که نشد:/
در نهایت فهمیدیم برق کلاس ما قعطه-_-
پس از ساعت ریاضی دوباره رفتیم بیرون و دوباره با میسا حرف زدیم و اومدیم زنگ 3 دوباره علوم:/
معلم کلی جزوه داد طوری که من کم کم داشتم میخوابیدم:/
بعد معلم دستشو گرفت جلوی کولر:کلاس خنکه؟
همه یک صدا:نـــــــــــــــــــــه:/
معلم:فکر کنم کولر روی فنه برای همین اصلا خنک نیست:/
من:عیب نداره خانوم سعی می کنیم با انرژی خورشیدی کار کنیم
یکی از بچه ها:ببخشیدا ولی انرژی خورشیدی گرونه
خلاصه همینطور معلم درس داد و زنگ خورد دیدم همه بچه ها دارن وسایلاشونو جمع می کنن0_0
من:زنگ آخره؟
ماریا:اره
و منم که ذوق کرده بودم فوری از کلاس اومدم بیرون و با ماریا دنبال میسا گشتیم
فکر کردیم حتما رفته زودتر خونشون ولی بعد یه مدت دیدیم تازه داره میاد:/
خلاصه یکم با هم دیگه در مورد اصطلاحات زاپنی حرف زدیم:
مثال:کنیچیوا تلفظش چجوریه؟!درسته که سایونارا می شه خداحافظ؟و....
و میسا هم جوابمو میداد^^
و بعد از این که تلفظ کنیچیوا رو گفت فهمیدم یه عمر اشتباه تلفظش می کردم:/
بعدشم که رفتیم خونه و من الان هستم و کوه تکالیفم به ارتفاع خطرناکی رسیده:/
من می رم سراغ درسام فعلا خداحافظ^^



- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: یکشنبه 19 شهریور 1396 03:41 ب.ظ